عصیان نامه
خدایا مرا در ایمان "اطاعت مطلق" بخش تا در جهان "عصیان مطلق" باشم(دکتر علی شریعتی)
راهی به جز رفتن برایم نمانده بود رفتم مرا بخش و مگو او وفا نداشت راهی به جز رفتن برایم نمانده بود شنيدم پسر خوبي هستي ! شنيدم كه تا حالا كه 20 سالت شده به عشق پايبند موندي و هنوز بهش اعتقاد داري ! ميگن هنوز فكر ميكني تو آدمها خوبي هست ! هنوز محبت تو دلهاي مردم گرمه ! هيچكس نديده كه يه دختر اتو استاپ روسوار ماشينت كني! تو رستورانا تنها ميري و كافي شاپ دوس نداري ! هيچكس نديده كه تو پاركا با يه دختر قدم بزني ! هيچكس از تو متلك نشنيده ! به هيچكي شماره تلفن ندادي چون فكر ميكردي بايد تو دلش محبت باشه ! شنيدم كه فحش بلد نيستي بدي و خيلي به اخلاق پايبندي ! شنيدم دوست دختر نداري! خيلي خوب پسر ... حالا كه اينقد خوبي ما هم بهت جايزه ميديم . جايزت نفرين تنهايي ابدي هست كه فكر ميكنم برازنده توست ! آفرين بهت ميگيم و برات آرزو ميكنيم هميشه تنها بموني . مهربانم سلام امشب به دنبال بهانه اي مي گردم تا باز هم از تو و چشماي تو حرف بزنم مي خوام از نگات بگم نگاهي كه مرا از گودال پست نا اميدي به قله هاي اميد رساند آري نگاه تو بود ناجي من در لحظه ها ي سخت نا اميدي و اگر اكنون مي بيني كه زنده ام تنها به خاطر توست به همين خاطردوستت دارم و لحظه لحظه ها ي عمرم را مديون اولين نگاه تو هستم و اكنون در غروب سرد آرزوها چشم به راه روزي هستم كه فاصله براي ما بي معنا شود بي بهونه سلام سلام بهانه ي قشنگ من براي زندگي امشب در دلم حس غريبي را احساس مي كنم نمي دانم شايد نگاهت را كم دارم اما چه كنم باز مثل هميشه ديدن تو و نگاهت و چشمانت به اين سادگي نيست امشب مي خواهم تمام حوصله ام را در يك كلام كوتاه در تو خلاصه كنم اي كاش مي شد همين يك با ر تكرار مي شدي تكرار... آنگونه که هیچ ترکی بر دل غصه هایم نخورد در گوش اطلسی های بی پناه چشم به راه آرام زمزمه خواهم کرد: دوستت دارم و این تنها بهانه بودن است تقدیم به کسی که دوریش منو آزار می ده بدون چشماش زندگی واسم سخته هر چند می دونم اینا رو نمی خونی ولی بدون بی نبودت هیچم کسی که همیشه به یاد چشمان تو مفتون است ... من كي ام؟ دوزخي روي زمينم اي دوست تو بهشتم ببري باز همينم اي دوست بشتاب اول اين راه و به من خرده مگير من درنگ نفس باد پسينم اي دوست از چه دلگرم به امروز تو باشم ديري است كه به فرداي خودم نيز ظنينم اي دوست من از آبادي تو بهره نبردم زيرا دير گاهي است كه ويرانه نشينم اي دوست هيچ كس مثل من آلوده من نيست چرا تو نكردي حذر از من كه چنينم اي دوست؟ همه سهم من از عشق تو غم بود ولي دوست دارم كه تو را شاد ببينم اي دوست دوست دارم كه بگويند چه مي خواهي؟ تا... تا تو را از همه عالم بگزينم اي دوست! اين شعر رو از طرف دوست خوبم صاني و دوستش نوشين تقديم مي كنم به مهندس فردين عزيز كوچيك شما ميثم دوست خوب سخت به دست مي آد و سخت تر از دست ميره ولي هرگز فراموش نمي شه حتي اگه بخواي. دوست خوب مثل ستاره مي مونه تو هميشه اونو نمي بيني اما مي دوني كه هميشه هست حتي وقتي كه خوابي سخت ترين چيز اينه كه ببيني كسي رو كه خيلي دوست داري كس ديگه اي رو دوست داره براي كسي كه براي تو گريه نمي كنه اشك نريز از كجا مي دوني هموني كه روزي اشكاتو پاك مي كرد يه روز خودش مسبب اشكاي روي صورتت نباشه آدماي زيادي تو زندگيت مي آن و مي رن اما دوست خوب هميشه تو قلبت مي مونه تقدیم به دوست خوبم ک...
| Design By : عصیان نامه |


