تبليغاتX
عصیان نامه - واژه بی رنگ رفیق


عصیان نامه

خدایا مرا در ایمان "اطاعت مطلق" بخش تا در جهان "عصیان مطلق" باشم(دکتر علی شریعتی)





















واژه امشب من دوست رفاقت یاری است

نفرت از واژه بی رنگ رفیق در صدایم جاری است

از رفاقت چه بگویم که سرابیست سراب

دل سپردن به رفاقت همچو قصری است بر آب

می نویسم که به یادم باشد خنجر دوست

دوست نه پست ترین خاطره ام دیدن اوست

خسته از بازی دنیای سیاهم رمقی نیست مرا

یا رب این شهر همه غرق دو رنگی است چرا؟؟؟

رذل بودن که خطا نیست در این شهر پلید

که دراین وادی غم حرفی از احساس شنید؟؟؟

من اسیر غم و آزادی من بود قفس

از چه رو عشق مرا نام نهادند هوس؟؟؟

سخنم کوته و دردم به درازای زمان

از چه گویم به که گویم که غمم نیست روان

 

از چی بگم از کدوم نامردی بگم از کدوم خیانت بگم از کدوم نا رفیق بگم...

تمام خاطرات یزدم  شد خیانت خنجر از نارفیق خوردن.آخ که چقدر ساده بودم.

دلم واسه سادگی خودم می سوزه.چقدر ساده و راحت دروغ شنیدم و باور کردم...

چقدر راحت به هرکس و نا کسی اعتماد کردم.

حماقت محض بود رفیق رو نارفیق صدا کردم و نارفیق رو رفیق دیدم...

دیگه می دونم چطور رفتار کنم هنوز یه اردیبهشتی رو نشناختن...

با اینکه کمی ضعف نشون دادم ولی ندونستن که من هم یه ناجی دارم

 که لحظه آخر نجاتم می ده...

دیگه محاله کم بیارم اینو به ... قول می دم.

تجربه این همه نارفیقی رو می تونم در یه بیت شعر خلاصه می کنم

راز با چاه مگو در دل شب های غریبی

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار نداری...

و حرف آخر برای اون آدمای پست که خواستن منو نابود کنن...

خط خوردی از این دل برو بهتر که بمیری

آتش زده ام  یاد تو را پست و حقیری

آن گریه پوچ و حیله گر سهم تو باشد

یک روز رسد ختده من زخم تو باشد...

******************************************************

پا ورقی:گفته بودم که دیگه شعرام رو تو وبلاگم نمی نویسم.اما حالا می نویسم.

می نویسم که بدونن زنده ام و هیچی ازم کم نشده...

دو شعر بالا از خودم بود.منتظر شعرای نفرتی من در این وبلاگ باشید...

                                       در پناه حق

                                         یا علی...

 

خط خطی شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت به قلم میثم| |


Design By : عصیان نامه