عصیان نامه
خدایا مرا در ایمان "اطاعت مطلق" بخش تا در جهان "عصیان مطلق" باشم(دکتر علی شریعتی)
حس بی کسی و غربت قصه از دلم سروده شب غرق در خیانت شب تنهایی من بود خنجــر تلخ رفـاقـت زخم بی صدای تن بود شب ســرد مردن دل گـریـه تو بـی ثمر بود طفلکی چشم غریبم از دل تو بی خبر بود شب تن دادن قـلبـم به سکوت سـرد کینه دگــر از تــــو دل بریــدم نـا رفیـق پـر زکــینه شب سـر دادن نـفرت شـب پایان صــداقت قصه دلـــم همیـن بود در شـب تـار رفــاقت چقدر این شعر برام معنی داره با تک تک کلماتش خاطره ای تلخ از نارفیقی از پستی اطرافیان برام تداعی میشه. این شعر هم از سروده های نفرتی خودم هست. دوست ندارم فقط از نفرت بگم ولی تا زمانی که اون دروغها و دورویــــــــــــــــی تو ذهنم هست حاصلش میشه سروده نفرتی... یه جمله از خودم:تنهایی بهتر از تجربه تلخ رفاقت و دیدن دورویـــــــــــــی هست. یه انسان چقدر می تونه پست باشه.... بگذریم... می خوام داد بزنم من زنده ام و شاد.اگرم از دورویی می نویسم واسه اینه که روزی روزگاری یادم بمونه که چقدر خنجر نارفیقی خوردم... من زنده ام دارم روز به روز بهتر می شم.آهای با شماهام من زنده ام دارم به هدفم به عشقم به زندگیم فکر میکنم و واسه رسیدن به عشقم سرسختانه در حال تلاشم و تا آخرین نفس به عشقم پایبندم... آهای با توام....هیچ کس نمی تونه میثــــــم وجودم رو تغییر بده... با توام بشنــــــــــــــــــو.....
| Design By : عصیان نامه |


